أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
268
قانون ( فارسى )
الف : يا از خود گوهر اندام است ، مانند گلوى پر از بلغم كه نشاندهندهء خوره ( تاكل ) در قصبه الريه « 59 » است . ب : يا از اندازهاش نمايان است ، مانند پوستههائى كه در بيمارى ( سحج ) نمايان است ، چنانچه پوسته ستبر و كلفت « 60 » باشد دليل بر ابتلاى رودههاى بزرگ و اگر پوسته نازك « 61 » باشد نشانهء ابتلاى روده باريك به قرحه است . ج : يا از رنگ آن نمايان است ، مانند تهنشست قشرى قرمز كه دليل بر بيمارى در اندام هاى گوشتى مانند كليه است و اگر تهنشست قشرى سفيدرنگ باشد نشاندهندهء بيمارى اندام عصبى مثانه است . علائمى كه از گوهر اندامها نيستند و عرضى مىباشند بر چند قسمند : 1 - حالتى كه در آن چيزى نبايد دفع شود و ليكن بيرون مىريزد . مثلا خون و خلطهاى نيك و سالم كه ممكن است بيرون بريزند . 2 - حالتى كه غير طبيعى است ، مانند خون تباه كه خواه عادتا بيرون ريختنى باشد و خواه نباشد . 3 - حالتى كه از گوهر دور و غير طبيعى است مانند سنگ مثانه . 4 - حالتى كه از لحاظ اندازه غير طبيعى و از لحاظ دفع طبيعى است و « اندازه » كمتر و يا بيشتر از حد لازم است مانند دردى ادرار كه ممكن است كمتر و يا بيشتر از حالت عادى باشد . 5 - حالتى كه مواد بيرون ريختنى هستند و دفع مىشوند ولى كيفيت آنها تغيير مىيابد ، مانند حالتى كه در آن براز و ادرار سياه مىشوند . 6 - يا اينكه مواد بيرون ريختنى است و بيرون مىريزد ، ولى راه طبيعى را تغيير مىدهد ، مانند براز در بيمارى ايلاوس كه در آن براز از بالا بيرون مىجهد .
--> ( 59 ) - در نسخه انگليسى بجاى خوره ( تاكل ) در قصبة الريه ، « زخم ( قرحه ) قصبه الريه » آمده است . ( 60 ) - در نسخه انگليسى بجاى پوستهء ستبر و كلفت نوشته شده است : « موكوز غليظ » . موكوز Mucus به معناى ماده ترشحى غدد مخاطى است ( 61 ) - در نسخه انگليسى بجاى پوسته نازك عبارت Thire Mucus ( موكوز رقيق ) آمده است .